هستم اگر می روم...
sorrow
One World, One Soul...... Time Pass,The River Rolls
من و آنجلینا جولی !
وقتی که مغرورانه پیشنهاد دخترک را رد کردم به فردا می اندیشیدم که آنجلینا جولی انتظارم را می کشید.
حماسه مرد نقال
نقال سپید موی خیره بر آتش٬ این حماسه را اینگونه پایان داد:
"سینه سرخ کوچک سرمای سخت زمستان را تنها با امید به گرمای مطبوع بهار به جان میخرید. اما کسی به او نگفته بود که پس از آن گرما دوباره سرمایی خواهد بود و او می بایست درین کارمای فصول ٬تنها شایستگی رسیدن به نیروانا را کسب میکرد ."
و اشک از چشمانش جاری شد.
بی نهایت
چرا کانتور در تعریف اعداد بی نهایت به بیراهه رفته؟! مگر او از اندوه بی پایان و تنهایی مرگبارم آگاه نبود؟
ماده چیست؟!
اگر از یک انسان معمولی بخواهید که "جهان" را برایتان توصیف کند آنرا مجموعه ای از "چیزها" می داند که در مکان حرکت می کنند و تا مدت زمان معینی باقی می مانند. فلسفه و فیزیک کلاسیک دید بهتری نسبت به "جهان" نداشت جز اینکه به جای "چیز" از مفهومی به نام "ذره" استفاده کرد. نمودارهای مکان بر حسب زمان و سرعت بر حسب زمان رو در مکانیک کلاسیک حتما به خاطر دارید. اینشتین با قرار دادن مفهوم "رویداد" به جای "ذره" یک بعد دیگر به نام "زمان" به مکانیک افزود و آنرا به صورت فاصله بین دو "رویداد" تعریف کرد.
آری. نسبیت. " هر رویدادی نسبت به رویداد دیگر رابطه ای دارد موسوم به " فاصله " که به روشهای مختلف به عنصر زمانی و عنصر مکانی قابل تحلیل است." نتیجه آنکه اگر دو رویداد " الف " و "ب" داشته باشیم ممکن است اینگونه باشد که دو رویداد همزمان باشند و یا " الف" بر " ب" مقدم باشد و یا "ب" بر "الف". آنچه که در مکانیک کلاسیک ذره خوانده می شد مجموعه ای از رویدادهاست که خواص فیزیکی به آن نسبت داده میشود. اما این سلسله رویدادها بیش از سلسله رویدادهای دیگری که به طور دلخواه از جهان جدا می کنیم مادیت ندارد و نتیجه آنکه " ماده " جزو جنس نهایی و ذاتی جهان نیست بلکه روش و انتخابی است که رویدادها را با هم جمع کنیم . این نتیجه با مکانیک کوآنتوم تقویت می شود. یعنی در یک اتم وضع خاصی از امور به مدت معینی باقی می ماند و سپس وضع متفاوت و محدود دیگری جای آنرا می گیرد.
خوب و بد
مشکل از آنجایی پیدا شد که من " خوب " تو را " بد " دانستم و تو "خوب" مرا "بد"
رسم دنیا
اگر سگ خوبی باشی تکه استخوانی برایت می اندازند.
شرحی بر وبلاگ نویسی
دوستانی که مکانیک خوندن میدونن که هر ساله حداقل یک یا دو کتاب جدید از نوبسنده های مختلف خارجی و اکثرا ایرانی در زمینه های استاتیک٬دینامیک و مقاومت مصالح و غیره بیرون میاد که هیچ فرق خاصی با هم ندارند جز جلد و ترتیب مطالب. در مورد رشته های دیگه نمیدونم.
ما یه استادی داشتیم که خیلی کار درست بود. دکتر شکوهمند. ایشون همیشه دنبال کارهای آزمایشگاهی و ساختن جداول مهندسی بودند که واقعا پدر آدمو در می آورد و ظاهرا هم نتیجه چشمگیری نداشت هر چند که در خارج از کشور ارزش ایشون و کرسی استادیشون به خاطر همین کارا بود. به هر حال اون وقتها من جوون بودم و وقتی از استاد می پرسیدم که چرا شما مثل بقیه کتاب تالیف نمی کنید ؟ با لبخند بهم می گفت: منکه هنوز کاری نکردم و دوباره نویسی کتاب بزرگان که هنر نیست! این پند استاد همیشه آویزه گوشم موند و سعی کردم همیشه و همه جا رعایتش کنم. وقتی "تیموشنکو" توی مقاومت مصالح اون کارهای درخشان رو کرده و یا " فاکس " در مکانیک سیالات لزومی نیست هر کسی ازراه می رسه کارهای اون بزرگانو با فرمت دیگه به نام خودش بزنه.
توی وبلاگ نویسی هم همین موضوع برام صادقه. " یکی ار دوستان" معتقده که وبلاگ من از لحاظ کیفی افت زیادی داشته و من باید به روال وفرم سابق برگردم. نمی دونم نظر شما چیه؟! ولی خودم معتقدم وقتی "زن سان" ی وجود داره که بسیاری از مطالب عقیدتی و فکری رو با قلم توانا و هنر مندانه اش می نویسه٬وقتی "مریمی" وجود داره که داستانهای پر معنا و هوشمندانه ای می نویسه٬ وقتی "خارپشت"ی هست که مطالبش آدمو به اوج می بره٬ وقتی "شبگیر"ی هست که با اون طنز ناب و مخصوص به خودش به آدم تلنگر میزنه و وقتی "تارا" یی هست که وبلاگش رو هنر مندانه به جایی برای بحث و تبادل نظر تبدیل کرده و یا "ریرا" یی که فداکارانه همه چیزو به جون می خره خود خواهی محضه که آدم بی هنری مثل من توی این عرصه ها باشه و عِرض دوستان ببره و اصولا بنده این وبلاگها و بقیه وبلاگهای خوب رو وبلاگ خودم میدونم.
ای مگس عرصه سیمرغ نه جولنگه تست........ عِرض خود می بری و منت ما میداری
من به شخصه دنبال تقویت این وبلاگها و همه وبلاگهای خوب دیگه هستم هرچند ممکنه به دلیل مشغله زیاد موفق به کامنت گذاشتن نباشم ولی توی هر فرصت ازشون در حد خودم حمایت می کنم. اون مطالبی هم که " یکی از دوستان" عزیز میگه اکثرا انتخابهایی از فلاسفه و اندیشمندان بزرگ بوده و نه کار شخص من که به نظرم جالب بود و در وبلاگم گذاشتم.
در مورد وبلاگ خودم هم تا جایی که فرصت باشه و توان٬ادامه میدم هر چند که معتقدم وبلاگ نویسی یک هنره که هرکس نداره ولی می تونه اونو کسب کنه.
به مینای کولی عزیز
سوال مرتبه پیش شما منو به مکانیک کوآنتومی کشوند چون حس میکردم جواب شما رو باید در اونجا بیابیم و الان مدتیه که در حال مطالعه کتابی درین باب هستم. چیزی که جالبه و ممکنه به درد شما هم بخوره اینه که درین نوع نگاه٬ یک سیستم کوآنتومی از مشاهده گر٬ موضوع مشاهده و سیستم مشاهده تشکیل شده و بسیار بر این نکته پافشاری می شه که مشاهده گر بر فرایند مشاهده تاثیر بسیار داره و مطالبی ازین دست و نهایتا نتیجه می گیره که سیستم کوآنتومی بدون خاصیته. حتما در مورد اصل عدم قطعیت هایزنبرگ شنیدید که از پایه های این نوع نگاهه و اینکه به جای علیت از مفهوم احتمال یک رویداد استفاده می کنه. نمیدونم شما خودتون در این باب به کجا رسیدید؟و آیا تونستید مشکل رو حل کنید یا نه؟
هر چند نمیدونم شما کی اینجا رو میخونید و آیا میخونید یا نه؟ ولی چند مرجع به زبان فارسی درین مورد مکانیک کوآنتوم وجود داره که می تونه براتون مفید باشه.

